الفيض الكاشاني

343

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

كرده‌اى و چه حديثى شنيده‌اى ؟ تمام اين حرفها براى كوچك كردن طرف و بزرگ داشتن خويش است . امّا مباهات عالم اين است كه سعى دارد در بحث غالب شود . ولى در طول شب بيدار مىماند و در طول روز به تحصيل علوم مىپردازد تا با آن در مجالس خودآرايى كند مانند بحث كردن و مجادله و عبارات زيبا و الفاظ مسجّع آوردن و از بر كردن علوم عجيب تا از همگنان ممتاز شود و بر آنان بزرگى بفروشد و احاديث و الفاظ و سندهايش را حفظ مىكند تا بر كسى كه اشتباه كند ايراد بگيرد و اظهار فضل كند و از قدر همگنانش بكاهد و هر گاه يكى از آنها اشتباه كند شاد مىشود تا او را ردّ كند و هر گاه طرف درست و خوب عمل كند او را بد آيد از بيم آن كه مبادا ديگران معتقد شوند او بهتر و بزرگتر از وى است . تمام اين حالات جزء تكبّر و آثار آن است كه از اظهارات قدرت به علم و عمل نشأت مىگيرد و كسى كه از تمام اين حالات يا بعضى از آنها بدور باشد وجود ندارد ، اى كاش مىدانستم كسى كه اين اخلاق را در خود سراغ دارد و گفتار رسول خدا ( ص ) را شنيده است : « وارد بهشت نمىشود كسى كه در قلبش به اندازهء سنگينى يك دانهء خردل تكبّر باشد » « 120 » ، چگونه خود را بزرگ مىشمارد و بر ديگران تكبّر مىكند در حالى كه رسول خدا ( ص ) مىگويد : او اهل دوزخ است و همانا كسى بزرگ است كه از اين خوى بدور باشد و هر كه از اين خوى بدور باشد در او بزرگى و تكبّر نيست و عالم كسى است كه درك كند خداى متعال به او گفته است : براى تو در پيشگاه من ارزشى است تا آنگاه كه براى خودت ارجى قائل نباشى . پس اگر براى خود ارجى قائل شوى در پيشگاه ما ارجى ندارى و هر كس اين مطلب را از دين نداند نام عالم بر او نهادن دروغ است و هر كس آن را بداند بر او لازم است كه تكبّر نكند و براى خود ارجى قائل نشود ، تكبّر ورزيدن به علم و عمل همين است ( كه شرح داديم ) . ج : عامل سوم تكبّر ورزيدن به تبار و حسب است . بنابراين كسى كه تبار بزرگ

--> ( 120 ) اول همين كتاب گذشت .